پایگاه خبری تحلیلی جلفانیوز / علی آقابیگی: ایدئولوژیِ توسِعه گَرایِ مولودِ مَعارِفِ مُدِرن، لاجَرَم به دنبال خود، اشرافیت اقتصادی ای را بسط و ترویج می دهد که از دل آن، اشرافیت سیاسی و خطرناک تر از همه این ها « اشرافیت فکری » را تئوریزه و باز تولید می کند.

اشرافیتی که بی ریش و با ریش نمی شناسد و سر و کارش دقیقا با « ریشه » است.

اینکه انتقادات به حق چند دانشجوی جوان از نماینده خود در مجلس، به حدی موجبات آشفتگی و عصبانیت او را فراهم می آورد که با عبور از مرزهای سنگینی و متانت، به خود اجازه هرگونه بی اخلاقی و پرده دری را می دهد، ریشه در اشرافیت فکری آن نماینده مجلس دارد.

تهی سازی انقلاب از مفاهیم و مبانی کلیدی آن همچون جنگ فَقر و غِنا ، نتیجه ای جز تحدید مرزهای آرمانی نخواهد داشت که خروجی آن تولید و تکثیر زَرسالارانِ ژیگولی می شود، که به سبب اتصال به مراکز قدرت یا ثروت یا هر دو، منافع نامطلوب خود را با بی رحمی تمام، مصالح عامه مردم قلمداد می کنند و از عدالت معنایی را تفسیر می کنند که اساسا با خودِ عدالت فرسنگ ها فاصله دارد.

این جماعت اشرافی از بس مُتَمَلِقانه توسط بادِمجان دورِ قاب چین های چاپلوسِ اطراف خود، تعریف و تمجید شده اند که هر گونه انتقاد از عملکردشان را عبور از خط قرمز تلقی کرده و با تند خویی تمام ، هر منتقدی را مورد تَفَقُّد قرار می دهند.

تفکری که دوست دارد هر حریمی را آزادانه خدشه دار کند و در مقابل اصلا تمایل ندارد حیات خلوت و حاشیه امنی که به لطف عادی سازی انقلاب توسط تکنوکرات های محافظه کار، برای خود دست و پا کرده را ذره ای با ناامنی و انتقاد مواجه ببیند.

آنچه که ۱۶ آذر امسال در جریان مراسم روز دانشجو در دانشگاه پیام نور جلفا دیدیم، سکانسی قابل تامل از مواجهه نگاه آرمانگرایِ مُطالِبه گَرِ مُدافِعِ پابِرَهنِگان با اشرافیتِ عُریانِ حَق به جانِبِ بَداَخلاق بود.

نماینده ای که در مقابل سوالی درباره لوکس سواری اش، پاسخ نداد؛
که چرا از سیره امام انقلاب بی خبر است، امامی که نمایندگان مجلس را همیشه « به ساده زیستی و پرهیز از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام » توصیه کرده است؟!

اگر جناب حسن نژاد با این سیره آشنا بود، هیچ گاه جرات نمی کرد با مایه گذاشتن و فخر فروشی از « جیب مبارک »، اینگونه بی پرده تقابل فکری خود با مبانی انقلاب را علنی سازد.

دانشجوی مدنظر امام و رهبری، اساسا باید منتقد باشد و منتقد به تعارض ها حساس است و پیوسته در پی ابهام زدایی و کنار زدن پرده های توهم است.

اما عقلانیت شِبهِ مُدِرنِ مُدیرانِ کراواتی و تسبیح به دست ما، دوستدار حنجره های بی عار و فرو رفته در منجلاب رخوتی از قشر دانشجو است که نهایت ماموریتش در روز دانشجو ، روز خونرنگ مقابله با جلوه های استکبار ، مستمع صُمُ و بُکُم بودن کلی گویی های حضرات مسئول و گزارش عملکردهای بی ثمر آنان است و انتظار ندارند دانشجو، نماینده مطالبه گری از طرف مردم لِه شده در زیر چرخ های توسعه سرمایه دارانِ خزیده در پوستین انقلابی گری باشد و با چنین انتظار فاجعه باری از دانشجو، آقای حسن نژاد حق دارد دانشجویان را به « آلت دست » این و آن بودن محکوم نموده و غافلگیری خود را با « برچسب زنی » ناعادلانه عیان سازد.

در این میان، نارضایتی بعضی از حضرات از مسئولان مراسم نیز از نکات جالب توجه بود که طبق معمول به زعم آنها « به مصلحت » نبوده اجرای چنین برنامه هایی!

اینان تبلیغ گران و بوقچی های تفکر مهلک « تقدم مصلحت بر عدالت » هستند که مسلما اگر الان باکری ها و متوسلیان ها بودند ، آنان را نیز به سکوت و مماشات در برابر کج روی ها دعوت می کردند…

و به قول یکی از دوستان ، « تُف و اُف بر چنین مصلحت اندیشی!»